بحران مالی حباب اقتصادی گل لاله چیست و چطور شکل گرفت؟


حباب اقتصادی گل لاله قرن هفدهم هلند، به عقیده بسیاری اولین بحران مالی تاریخ است.در این مطلب تاریخچه بحران مالی Tulip Mania را مرور می‌کنیم.

حباب اقتصادی گل لاله که با عنوان جنون گل لاله (Tulip Mania) نیز شناخته می‌شود، یکی از مشهورترین حباب ها و بحران های مالی تاریخ است. این بحران اوایل تا اواسط قرن هفدهم میلادی در کشور هلند و زمانی رخ داد که گمانه‌زنی و سوداگری باعث رشد بی‌سابقه ارزش پیاز گل لاله شد. در آن دوره و در اوج بحبوحه بازار، کمیاب‌ترین پیازهای لاله به قیمتی معادل شش برابر میانگین حقوق سالانه یک نفر معامله می‌شد.

امروزه واقعه بحران مالی گل لاله به مثالی تاریخی برای مشکلات ناشی از افراط در سوداگری و طمع تبدیل شده است. بسیاری از منتقدان بیت کوین و ارزهای دیجیتال در نقدهایشان از این واقعه تاریخی یاد می‌کنند. به اعتقاد آنها، رمز ارزها نیز می‌توانند سرنوشتی مشابه اما در مقیاس کوچک‌تر داشته باشند. در این مطلب داستان حباب اقتصادی گل لاله و ابعاد و تاریخچه کامل این بحران مالی را بررسی خواهیم کرد.

حباب اقتصادی گل لاله چطور شکل گرفت؟

گل لاله برای اولین بار در قرن شانزدهم (سال 1593) وارد اروپا شد. این گل که شبیه هیچ کدام از گیاهان بومی قاره سبز نبود، از مسیر تجاری ادویه وارد می‌شد و همین رازآلودگی خاصی به این گل وارداتی می‌بخشید. عجیب نیست که گل لاله خیلی زود به کالایی لوکس در باغ ثروتمندان تبدیل شد. آنطور که در اسناد تاریخی آمده: «در آن دوران هر مرد ثروتمندی بدون کلکسیونی از گل لاله، به بدسلیقگی معروف می‌شد.»

تاجران طبقه متوسط جامعه هلند (که مشابه آنها از نظر پیشرفتگی در هیچ کجای اروپای آن دوره وجود نداشت) نیز به تقلید از همسایگان مرفه خود به گل لاله علاقه‌مند شدند. در ابتدا این کالا فقط جنبه تجملی داشت و فقط به خاطر گران بودنش خریداری می‌شد اما این نگاه خیلی زود تغییر کرد.

در عین حال همه می‌دانستند که پیاز گل لاله ماهیتی به شدت شکننده دارد و بدون کشت دقیق می‌میرد.در اوایل قرن شانزدهم، متخصصان کشت گل لاله به تکنیک‌هایی برای رشد و تولید این گیاه به صورت بومی دست یافتند و یک بازار پررونق را پایه‌گذاری کردند که تا امروز نیز پابرجا مانده است.

هلندی‌ها متوجه شدند با استفاده از دانه‌ها یا جوانه‌های پیاز مادر نیز می‌توان گل لاله تولید کرد. گل دادن پیازی که از دانه عمل آمده بود، هفت تا دوازده سال طول می‌کشید اما خود پیاز در عرض یک سال گل می‌داد. «پیازهای شکسته» نوعی گل لاله بودند که به جای طرح تک رنگ، الگوهای راه‌راه و چندرنگ داشتند. این تنوع محرکی برای افزایش تقاضای گونه نادر پیاز لاله شکسته بود که در نهایت منجر به افزایش قیمت در بازار شد.

در سال 1634، جنون گل لاله سرتاسر هلند را فراگرفت. طمع هلندیان برای تملک پیاز گل لاله به حدی رسید که صنعت رایج کشور نادیده گرفته میشد و حتی طبقات پایین جامعه شروع به تجارت لاله کرده بودند.

ارزش یک پیاز گل لاله به 4,000 تا 5,500 سکه فلورین می‌رسید. درباره وزن و کیفیت سکه‌های طلای فلورین‌ دهه 1630 میلادی تردیدهایی وجود دارد و بنابراین نمی‌توان ارزش دقیق آنها را به دلار تخمین زد. اما آثار چارلز مکای (Charles Mackay) نویسنده و شاعر معروف می‌تواند مرجع خوبی در این زمینه باشد. بر این اساس این اطلاعات، چهار تن آبجو 32 فلورین قیمت داشت. این میزان معادل 1,008 گالن یا 65 بشکه آبجو است. یک بشکه آبجوی معمولی 90 دلار و چهار تن آن 4,850 دلار قیمت دارد؛ بنابراین یک سکه فلورین معادل 150 دلار است. این یعنی بهترین پیازهای گل لاله آن دوره به پول امروز حدود 750,000 دلار قیمت داشته‌اند (اما اکثر پیازها در محدوده قیمتی 50,000 تا 150,000 دلار معامله می‌شدند). تا سال 1636، تقاضای معاملات گل لاله به قدری افزایش یافت که بازارهای معینی برای فروش آنها در بازار بورس اوراق بهادار آمستردام و در شهرهایی مثل روتردام و هارلم تشکیل شده بود.

بحران گل لاله آغاز می‌شود

همان زمان بود که تریدرهای حرفه‌ای وارد عمل شدند و ظاهراً هرکسی فقط با داشتن چند پیاز گل لاله نادر می‌توانست درآمد کسب کند. در آن زمان همه انتظار داشتند قیمت فقط بالاتر برود و عطش گل لاله برای همیشه وجود داشته باشد. مردم به خرید گل لاله با لوریج روی آوردند و با استفاده از قراردادهای مشتقه مارجین‌دار بیشتر از استطاعت مالی‌شان خرید می‌کردند. اما این بازار به همان سرعتی که رونق گرفته بود، رو به افول گذاشت. در اواخر سال 1637، افت قیمت‌ها آغاز شد و هیچوقت به اوج بازنگشت.

یکی از دلایل اصلی حباب اقتصادی گل لاله این بود که مردم با وام اقدام به خرید می‌کردند تا بعد از فروش پیازها با سود بیشتر، وام‌هایشان را بپردازند. اما با شروع افت قیمت، این افراد مجبور به تسویه شدند؛ یعنی ناچار بودند پیازهایشان را با هر قیمتی بفروشند و اعلام ورشکستگی کنند. کسانی که تا چند ماه پیش چشم‌اندازی بسیار روشن پیش روی خود و کشورشان می‌دیدند، حالا صاحب پیازهای کمیابی بودند که هیچ خریداری (حتی به یک چهارم قیمت اولیه) نداشتند. با رسیدن سال 1638، قیمت پیاز گل لاله به همان قیمت روزهای اول رسید.

اواخر سال 1637، حباب اقتصادی گل لاله ترکیده بود. خریداران اعلام کردند توانایی پرداخت قیمت بسیار بالای مورد توافق برای پیازها را ندارند و بازار از هم پاشید. اگرچه این بحران مالی رویدادی ویرانگر برای اقتصاد کشور محسوب نمی‌شد اما هنجارها و انتظارات جامعه را تضعیف کرد. این بحران روابط مبتنی بر اعتماد میان مردم و همچنین تمایل و توان خرید آنها را از بین برده بود.

این علاقه شدید به گل لاله یا به اصطلاح «جنون گل لاله» توجه نسل‌های مختلف را جلب کرده و موضوع چندین کتاب بوده است. طبق این منابع تب خرید گل لاله در دهه 1630 میلادی تمام طبقات جامعه هلند را فراگرفته بود. چارلز مکای نویسنده اسکاتلندی در سال 1841 در کتاب مشهورش «برخی پندارهای عمومی شگفت‌آور» می‌گوید: «از ثروتمندترین تاجران تا فقیرترین مشاغل جامعه درگیر غوغای گل لاله شده بودند و پیازها را با قیمت بسیار بالا می‌خریدند و با قیمتی بالاتر می‌فروختند.»

سوداگران هلندی سرمایه زیادی را صرف این پیازها کرده اما فقط برای یک هفته گل لاله تولید می‌کردند. از طرفی کمپانی‌های زیادی هم فقط با هدف تجارت گل لاله شکل گرفته بودند. با این وجود، بازار گل لاله در اواخر دهه 1630 میلادی به اوج خودش رسید.

واحد پول هلند در قرن شانزدهم میلادی و پیش از یورو، گیلدر (Guilder) بود. در اوج حباب اقتصادی گل لاله، این گیاه به قیمت تقریبی 10,000 گلیدر فروخته می‌شد. در دهه 1630، این مبلغ تقریباً معادل ارزش یک عمارت در آبراهه اصلی آمستردام بود.

آيا بحران گل لاله یک حباب بوده است؟

در سال 1841، چارلز مکای اثر تحلیلی خودش به نام برخی پندارهای عمومی شگفت‌آور را منتشر کرد. مکای (که هیچگاه به هلند نرفته بود)، در این اثر قیمت‌ کالاهای مختلف طی چند حباب اقتصادی قرن شانزدهم از جمله حباب دریای جنوب، حباب می‌سی‌سی‌پی و حباب گل لاله را ثبت کرده است. یک فصل کوتاه در این اثر چارلز مکای باعث شد این داستان در میان مردم به عنوان یکی از مهمترین حباب های اقتصادی در تاریخ اقتصاد معروف شود.

براساس این کتاب، پیازهای نادر و کمیاب با قیمت‌های شش رقمی (به نرخ روز دلار) فروخته می‌شدند اما در واقع شواهد اندکی برای گستردگی جنون گل لاله به این اندازه وجود دارد. یک اقتصاددان به نام پیتر گاربر (Peter Garber) در دهه 1980 مقاله‌ای علمی درباره حباب اقتصادی گل لاله منتشر کرد. این محقق ابتدا اشاره می‌کند گل لاله تنها گیاهی نیست که شاهد افزایش قیمت نجومی بوده است. طبق این مقاله «اخیراً مقدار کمی پیاز زنبق به قیمت یک میلیون گیلدر (480,000 دلار به نرخ سال 1987) فروخته شد» که نشان می‌دهد حتی در دنیای مدرن هم گل‌های تزیینی می‌توانند قیمت بالایی داشته باشند.

علاوه بر این، به خاطر زمانبندی کشت و رشد گل لاله همیشه بین فشار تقاضا و عرضه چند سال فاصله وجود داشته است. این زمانبندی در شرایط عادی مشکلی ایجاد نمی‌کرد چون مصرف یک سال آینده یا بیشتر، در قراردادها تعریف می‌شد. اما افزایش قیمت‌های دهه 1630 بسیار سریع رخ داد و پیازهای سال بعد نیز کاشته شده بودند و در نتیجه پرورش‌دهندگان فرصت کافی برای افزایش تولید در واکنش به رشد قیمت‌ها نداشتند.

اقتصاددان دیگری به نام ارل تامپسون (Earl Thompson) در مقاله دیگری توضیح می‌دهد به خاطر این شکاف زمانی در تولید و الزام پرورش‌دهندگان به فروش گل لاله در تاریخ آتی (مشابه معاملات فیوچرز) توسط دولت وقت هلند، قیمت‌ها فقط به علت ناتوانی تأمین‌کنندگان در پاسخ به تقاضای زیاد افزایش یافته بود. در واقع، در طول حباب اقتصادی گل لاله فروش پیازهای لاله جدید در همان سطح عادی باقی مانده بود. بنابراین تامپسون نتیجه می‌گیرد جنون گل لاله پاسخی منطقی به تقاضاهای ناشی از تعهدهای قراردادی بوده است.

طبق استدلال تامپسون براساس اسناد بازپرداخت‌های موجود در قراردادها، «قیمت‌های قرارداد پیاز گل لاله کاملاً به خروجی یک مدل اقتصادی منطقی نزدیک بوده … قیمت‌های قرارداد گل لاله قبل، در حین و بعد از جنون گل لاله، نمونه‌ای دقیق از کارایی بازار است.» در واقع تا سال 1638، تولید گل لاله برای پاسخ به تقاضای قبلی (که رو به کاهش می‌رفت) افزایش یافته بود و این امر با ایجاد مازاد عرضه در بازار روند نزولی قیمت‌ها را تقویت کرد.

آن گلدگار (Anne Goldgar) تاریخ‌دان هم یکی از کسانی است که به موضوع حباب اقتصادی گل لاله پرداخته است. این پژوهشگر نیز مثل تامپسون درباره حباب بودن این بحران مالی، تردیدهایی دارد. به گفته گلدگار، اگرچه جنون گل لاله احتمالاً حباب اقتصادی یا سوداگرانه ایجاد نکرده اما به دلایل دیگر برای هلندی‌ها بحران‌زا بوده است. این بحران مالی روی افراد کمی تأثیر گذاشت اما شوک آن قابل توجه بود.

در واقع گلدگار معتقد است حباب اقتصادی گل لاله، به هیچ وجه یک واکنش جنون‌آمیز نبوده است (اگرچه چند نفری قیمت‌های گزافی برای پیازهای کمیاب پرداخت کرده بودند و عده‌ای هم سرمایه‌شان را از دست داده بودند). بلکه این رویداد تاریخی به عنوان یک درس اخلاقی برای نشان دادن خطرات بالقوه طمع و دنبال کردن کورکورانه قیمت‌ها وارد گفتمان عمومی شده است.

جنون گل لاله به داستانی درباره اخلاق و بازار تبدیل شده است. داستانی که به همه ما یادآوری می‌کند هر روند افزایش قیمت پایانی دارد و سرانجام یک روز کاهش قیمت آغاز خواهد شد.

تهیه شده در اکسچینو


برچسب ها:

ثبت نظر
نظرات کاربران (0 نظر)